ترجمه "Pad" به فارسی
راه, جاده, راه بهترین ترجمه های "Pad" به فارسی هستند.
Pad
-
راه
nounPauline het ná die vergadering op pad huis toe by ’n plaaslike bymekaarkomplek vir tieners verbygeloop.
بعد از اتمام جلسه، پاولین در راه منزل از جلوی مکان اجتماع جوانان عبور میکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Pad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
pad
noun
دستور زبان
-
جاده
nounJy kan die priester en die Leviet daar ver in die pad sien loop.
تو کاهِن و مرد لاوی را میتوانی از دور در حال پایین رفتن از جاده ببینی.
-
راه
nounPauline het ná die vergadering op pad huis toe by ’n plaaslike bymekaarkomplek vir tieners verbygeloop.
بعد از اتمام جلسه، پاولین در راه منزل از جلوی مکان اجتماع جوانان عبور میکرد.
-
khiåbån
-
ترجمه های کمتر
- råh
- صراط
- مسیر
عباراتی شبیه به "Pad" با ترجمه به فارسی
-
تو راه · در راه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن