ترجمه "Provinsie" به فارسی

استان, استان, ولایت بهترین ترجمه های "Provinsie" به فارسی هستند.

Provinsie
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • استان

    noun

    استان یکی از تقسیمات کشوری

    Party het hulle in Pella, in die provinsie Perea, gevestig.

    برخی از آنان در پِلا واقع در استان پیریا ساکن شدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Provinsie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

provinsie noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • استان

    noun

    Party het hulle in Pella, in die provinsie Perea, gevestig.

    برخی از آنان در پِلا واقع در استان پیریا ساکن شدند.

  • ولایت

    noun

    Daarop is die drie Hebreërs in die koning se guns herstel en was hulle ‘voorspoedig in die provinsie Babel’.—Daniël 3:28-30.

    از آن پس، این سه جوان عبرانی دوباره مورد لطف ملوکانه قرار گرفتند و ‹ در ولایت بابل برتری یافتند.› — دانیال ۳:۲۸-۳۰.

اضافه کردن

ترجمه های "Provinsie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه