ترجمه "Rooi" به فارسی

سرخ, قرمز, سرخ بهترین ترجمه های "Rooi" به فارسی هستند.

Rooi
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • سرخ

    adjective

    Madagaskar, wat die Groot Rooi Eiland genoem word, is die vierde grootste eiland op aarde.

    ماداگاسکار چهارمین جزیرهٔ بزرگ زمین است و جزیرهٔ سرخ بزرگ نامیده شده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Rooi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

rooi adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • قرمز

    noun

    Die muur stort inmekaar—behalwe die deel waar die rooi tou in die venster hang!

    ناگهان تمام دیوارهای شهر فروپاشید به جز دیواری که از پنجرهٔ آن طناب قرمز آویزان بود!

  • سرخ

    adjective

    Die grond is rooi, en talle unieke spesies floreer hier

    خاک آن سرخ است و حیوانات گوناگون بینظیری در آنجا یافت میشود

  • بور

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • ghermez
    • sorkh

تصاویر با "Rooi"

عباراتی شبیه به "Rooi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Rooi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه