ترجمه "Ruiter" به فارسی
اسب, اسب بهترین ترجمه های "Ruiter" به فارسی هستند.
Ruiter
-
اسب
nounRuiters het hulle na elke deel van die ryk gehaas en hierdie goeie nuus na die Jode geneem.
پیامرسانانی سوار بر اسب، این خبر خوش را به هر گوشه از سرزمین پارس به یهودیان رساندند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ruiter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ruiter
noun
دستور زبان
-
اسب
nounDie wit perd, waarvan die ruiter ’n hemelse koning is.
اسب سفید که سوارِ آن، پادشاهی در آسمان است.
عباراتی شبیه به "Ruiter" با ترجمه به فارسی
-
یلوه معمولی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن