ترجمه "Slang" به فارسی
مار, مار, شلنگ بهترین ترجمه های "Slang" به فارسی هستند.
Slang
-
مار
nounBaie Jode van daardie geslag het hulleself gevolglik as deel van die Slang se saad geïdentifiseer.
بدین ترتیب بسیاری از یهودیان آن نسل، هویت خود را به عنوان بخشی از ذریت مار مشخص کردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Slang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
slang
noun
دستور زبان
-
مار
nounOp die ou end byt dit soos ’n slang, en dit skei gif af soos ’n adder.
اما در آخر مثل مار خواهد گزید، و مانند افعی نیش خواهد زد.
-
شلنگ
noun -
مر
noun
تصاویر با "Slang"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن