ترجمه "Son" به فارسی
خورشید, خورشيد, آفتاب بهترین ترجمه های "Son" به فارسی هستند.
-
خورشید
nounDagbreek in die Land van die Opkomende Son
تابیدن نور حقیقت بر سرزمین طلوع خورشید
-
خورشيد
Die son hier is jonger en feller dan wat van Krypton.
خورشيد زمين خيلي جوان تر و درخشان تر از خورشيد " کريپتون " هست
-
آفتاب
nounTerneergedruk en aangedryf deur vrees, het hy onder die bloedige son oor die ruwe en woeste terrein aangesukkel.
محزون و غمزده و از خوف مرگ بر جادههای ناهموار و زیر آفتاب سوزان قدم برمیداشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Son " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
خورشید
properWat is ’n paar uitsonderlike feite omtrent die son?
چه موضوعات چشمگیری در رابطه با خورشید قابل توجه است؟
-
شمس
noun -
آفتاب
properTerneergedruk en aangedryf deur vrees, het hy onder die bloedige son oor die ruwe en woeste terrein aangesukkel.
محزون و غمزده و از خوف مرگ بر جادههای ناهموار و زیر آفتاب سوزان قدم برمیداشت.
-
ترجمه های کمتر
- خور
- khorshid
- خورشيد
- هور
عباراتی شبیه به "Son" با ترجمه به فارسی
-
لجه
-
دامنه زندگی
-
گناه