ترجمه "Spel" به فارسی
بازی, بازی, مسابقه بهترین ترجمه های "Spel" به فارسی هستند.
Spel
-
بازی
nounDie spel self het onverwags my geestelikheid begin ondermyn.
با این حال، برخورد آنان را تحمّل میکردم اما فکر نمیکردم که بازی هندبال باعث شود در امور روحانی ضعیف شوم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Spel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
spel
-
بازی
nounDie spel self het onverwags my geestelikheid begin ondermyn.
با این حال، برخورد آنان را تحمّل میکردم اما فکر نمیکردم که بازی هندبال باعث شود در امور روحانی ضعیف شوم.
-
مسابقه
noun20 In die eertydse spele het net een hardloper die wedloop gewen.
۲۰ در مسابقات دوی باستان فقط یک نفر برنده میشد.
عباراتی شبیه به "Spel" با ترجمه به فارسی
-
بازیهای المپیک
-
بازیهای المپیک
-
بازیهای پارالمپیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن