ترجمه "aardbewing" به فارسی

زلزله, زمینلرزه, بومهن بهترین ترجمه های "aardbewing" به فارسی هستند.

aardbewing
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • زلزله

    noun

    Ná die aardbewing is daar goedkeuring gegee dat Koninkryksale as skuilings gebruik kon word.

    پس از این زلزله اجازه داده شد که از این سالنها به عنوان پناهگاه استفاده شود.

  • زمینلرزه

    noun

    Oorstromings, storms, aardbewings—sulke rampe word dikwels dade van God genoem.

    مردم اغلب میگویند سوانحی همچون سیل، توفان و زمینلرزه کار خداست.

  • بومهن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aardbewing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Aardbewing
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • زمینلرزه

    noun

    خروج ناگهانی انرژی از پوسته زمین که باعث ایجاد موج میشود

    Aardbewings, storms en hongersnood laat mense sonder heenkome.

    زمینلرزه و توفان و قحطی، هستی و دارایی مردم را به کام نیستی میبرد.

تصاویر با "aardbewing"

اضافه کردن

ترجمه های "aardbewing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه