ترجمه "ambassadeur" به فارسی
سفیر, آمباسادور, ایلچی بهترین ترجمه های "ambassadeur" به فارسی هستند.
ambassadeur
-
سفیر
noun9 ’n Ambassadeur en sy personeel sal hulle nie inmeng in die sake van die land waar hulle dien nie.
۹ قاعدتاً سفیر و کارکنان وی در امور کشوری که در آن به انجام وظیفه مشغولاند مداخله نمیکنند.
-
آمباسادور
-
ایلچی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ambassadeur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن