ترجمه "arbeid" به فارسی
کار, کار بهترین ترجمه های "arbeid" به فارسی هستند.
arbeid
-
کار
nounHulle het volop om te doen in die lonende werk van die Here, en sulke arbeid is beslis nie tevergeefs nie (1 Korintiërs 15:58).
( متی ۶:۱۹، ۲۰) آنان خود را به کار پراجر سَروَر مشغول داشتهاند که به هیچ وجه نمیتوان آن را کاری باطل خواند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arbeid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Arbeid
-
کار
noun“Sonder vaardighede kan baie dinge in die lewe jou laat agterbly”, het Ernest Green van die Amerikaanse Departement van Arbeid gesê.
اِرنِست گرین، عضو ادارهٔ کار ایالات متحده، میگوید: «بدون داشتن مهارت، انسان از خیلی چیزها در زندگی عقب میافتد.»
اضافه کردن مثال
اضافه کردن