ترجمه "arm" به فارسی
بازو, دست بهترین ترجمه های "arm" به فارسی هستند.
arm
noun
دستور زبان
-
بازو
nounOnder is God se ewige arms
بازوان جاودانی یَهُوَه تو را نگه میدارد
-
دست
nounMaar Simon is baie arm en kan dit nie bekostig nie.
اما دست پدر بینوا چنان تنگ است که از عهده خرید دارو بر نمیآید.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن