ترجمه "been" به فارسی
استخوان, پا, استخون بهترین ترجمه های "been" به فارسی هستند.
been
noun
دستور زبان
-
استخوان
nounSoms word die bene oopgebreek om die murg uit te haal.
گاهی استخوانها را میشکنند تا مغز آنها را درآورند.
-
پا
nounDaniël het in ’n gesig gesien hoe ’n bokram ’n ram neerstoot en sy twee horings breek.
دانیال در رؤیایی، بز نری را دید که قوچی را از پا درآورده و شاخهایش را میشکند.
-
استخون
-
ترجمه های کمتر
- ستخوان
- لنگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " been " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Been
-
استخوان
nounSoms word die bene oopgebreek om die murg uit te haal.
گاهی استخوانها را میشکنند تا مغز آنها را درآورند.
تصاویر با "been"
عباراتی شبیه به "been" با ترجمه به فارسی
-
پزشکی گوش و حلق و بینی
-
صفت مغلوب
-
حسگر مکان و دیگر حسگرها
-
چیپس و ماهی
-
عیب یابی دستگاه ها و سخت افزار
-
va · و
-
سائوتومه و پرینسیپ
-
خط تیره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن