ترجمه "bekyk" به فارسی
مشاهده, نما بهترین ترجمه های "bekyk" به فارسی هستند.
bekyk
-
مشاهده
nounWanneer ons in die spieël kyk, sien ons nuwe plooie en hoe ons hare geleidelik verkleur—selfs uitval.
در آینه چین و چروکهای تازه و موهایمان را که تدریجاً سفید شده و میریزند، مشاهده میکنیم.
-
نما
As jy nog nie gedoop is nie, kan jy gerus kyk wat dit behels om hierdie mylpaal in jou lewe te bereik.
اگر هنوز تعمید نیافتهای به نکاتی توجه نما که تو را در رسیدن به این هدف یاری میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bekyk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bekyk" با ترجمه به فارسی
-
دیدَن
-
دیدَن
-
مشاهده همه موارد
-
دیدَن · نگاه کردن · نگریستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن