ترجمه "berg" به فارسی

کوهستان, کوه, kuh بهترین ترجمه های "berg" به فارسی هستند.

berg verb noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • کوهستان

    noun

    Nou, ons moet amper hierdie magiese, op-die-berg week beëindig, en ons gaan terug na die wêreld.

    خوب، این هفته ی جادویی در کوهستان، برای همه ما رو به اتمام است.

  • کوه

    noun

    groot landvorm wat bo die beperkte omliggende gebied strek

    Die Leviete het in die vallei tussen die berge gestaan.

    لاویان در درهای که بین آن دو کوه بود، مستقر شدند.

  • kuh

  • [[کوه]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "berg"

اضافه کردن

ترجمه های "berg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه