ترجمه "besien" به فارسی

دیدن, دیدَن, بین بهترین ترجمه های "besien" به فارسی هستند.

besien
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • دیدن

    verb

    Hy het gesê dat hy die skare gesien het en kom kyk het wat aan die gang is.

    او گفت با دیدن جمعیت ایستاد تا ببیند چه خبر است.

  • دیدَن

  • بین

    adposition verb noun

    Soos ons gesien het, het onnodige trots veroorsaak dat sy apostels partykeer nie heeltemal verenig was nie.

    همان طور که در ابتدای مقاله دیدیم، گاه غرور باعث ایجاد اختلاف بین شاگردان عیسی میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " besien " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "besien" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "besien" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه