ترجمه "bevel" به فارسی

فرمان, دستور, اُرد بهترین ترجمه های "bevel" به فارسی هستند.

bevel
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Daarom gehoorsaam ons met eerbied en bereidwilligheid Christus se bevel om te ‘gaan en dissipels te maak’.

    پس میباید با حرمت و رضای تمام از فرمان عیسی در رابطه با شاگرد سازی اطاعت کنیم.

  • دستور

    noun

    Hy kan dit nie op bevel van Caesar prysgee nie.

    او نمیتواند به دستور قیصر از اینها دست بکشد.

  • اُرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bevel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bevel" با ترجمه به فارسی

  • vel
    پوست
  • زیاد · چندین
  • Vel
    پوست
اضافه کردن

ترجمه های "bevel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه