ترجمه "bevry" به فارسی
آزاد ساختن, آزاد کردن بهترین ترجمه های "bevry" به فارسی هستند.
bevry
-
آزاد ساختن
Die profetes Debora het hom aangespoor om die inisiatief te neem en die Israeliete te bevry van onderdrukking deur die Kanaänitiese koning Jabin.
دَبورَهٔ نبیه باراق را تشویق کرد اقدام به آزاد ساختن اسرائیلیان از ظلم یابین، پادشاه کنعانی کند.
-
آزاد کردن
verbDie opstandingshoop het hierdie moedige jong meisie bevry van ’n oorweldigende vrees vir die dood.
امید به رستاخیز، این دخترک شجاع را از قید ترس و اضطراب مفرط از مرگ آزاد کرده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bevry " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bevry" با ترجمه به فارسی
-
برمن
-
آزادى · آزادی
-
نرمافزار آزاد
-
آزادی
-
آزاد · رها
-
اختیار
-
بازار آزاد
-
مجوز مستندات آزاد گنو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن