ترجمه "bid" به فارسی

عبادت کردن, نیایش, دعا کردن بهترین ترجمه های "bid" به فارسی هستند.

bid
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • عبادت کردن

    14 Maar ons woon Christelike vergaderinge hoofsaaklik by om Jehovah God te aanbid.

    ۱۴ در درجهٔ اول، منظور از حضور در جلسات مسیحی پرستش و عبادت کردن یَهُوَه خدا است.

  • نیایش

    noun

    En ek, Mormon, bid tot God dat hulle bewaar mag word van nou af aan.

    و من، مورمون، به خدا نیایش می کنم که آنها بتوانند از این پس حفظ شوند.

  • دعا کردن

    verb

    Ek het tot Jehovah begin bid en hom gevra om my op die regte weg te lei.

    دعا کردم، و از یَهُوَه خواستم که مرا به راه راست هدایت کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه