ترجمه "bloed" به فارسی

خون, خین, خون بهترین ترجمه های "bloed" به فارسی هستند.

bloed noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • خون

    noun

    Ja, hy het klaarblyklik tot die gevolgtrekking gekom dat bloed uitgestort sou moes word—presies wat ’n offerande is.

    او هدیهای را که شامل زندگی و خون میشد به مبدأ یا سرچشمهٔ زندگی یعنی خدا تقدیم کرد.

  • خین

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bloed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bloed
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • خون

    noun

    Ja, hy het klaarblyklik tot die gevolgtrekking gekom dat bloed uitgestort sou moes word—presies wat ’n offerande is.

    او هدیهای را که شامل زندگی و خون میشد به مبدأ یا سرچشمهٔ زندگی یعنی خدا تقدیم کرد.

تصاویر با "bloed"

عباراتی شبیه به "bloed" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bloed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه