ترجمه "bly" به فارسی

خوش, خرم, خوشحال بهترین ترجمه های "bly" به فارسی هستند.

bly adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • خوش

    adjective

    Dit het alles in die noorde van Kirgistan, waar ek gebly het, begin.

    پخش خبر خوش در این کشور از منطقهٔ شمال قرقیزستان یعنی جایی که ما زندگی میکردیم شروع شد.

  • خرم

    adjective
  • خوشحال

    adjective

    Ek was bly vir hulle, maar dit was vir my moeilik om na hulle te luister.

    برایشان خوشحال بودم اما در عین حال شنیدن حرفهایشان برایم سخت بود.

  • شاد

    adjective

    Selfs belangriker, dit maak Jehovah se hart bly.

    و از آن مهمتر دل یَهُوَه را بسیار شاد میسازی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه