ترجمه "boks" به فارسی
جعبه, باکس, بوکس بهترین ترجمه های "boks" به فارسی هستند.
boks
verb
noun
دستور زبان
-
جعبه
nounKliek op hierdie knoppie na verander die beleid vir die bediener of domein gekose in die lys boks
برای تغییر سیاست میزبان یا دامنۀ برگزیده در جعبه فهرست ، این دکمه را فشار دهید
-
باکس
-
بوکس
nounMy pa was ’n bokskampioen, en ek en my jonger broer het ook geboks.
پدرم قهرمان بوکس بود و من و بردار کوچکم نیز بیشتر وقتمان را صرف این فعالیت میکردیم.
-
ترجمه های کمتر
- بوکس زدن
- مشتزنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boks " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Boks
-
بوکس
My pa was ’n bokskampioen, en ek en my jonger broer het ook geboks.
پدرم قهرمان بوکس بود و من و بردار کوچکم نیز بیشتر وقتمان را صرف این فعالیت میکردیم.
تصاویر با "boks"
عباراتی شبیه به "boks" با ترجمه به فارسی
-
وسطی
-
آنتلوپ · بز · تیبا
-
بازی خرپلیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن