ترجمه "boom" به فارسی

درخت, شجر, دار بهترین ترجمه های "boom" به فارسی هستند.

boom noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت

    noun

    Nou, as ons nie hierdie takke ingeënt het nie, sou die boom daarvan vergaan het.

    اینک، اگر ما این شاخه ها را پیوند نزده بودیم، آن درخت از بین می رفت.

  • شجر

    noun
  • دار

    noun

    Dit is uiters belangrik dat die jong boompie gereeld natgegooi word, en dit moet dalk teen plae beskerm word.

    آب دادن به طور مرتب و منظم اهمیت بسیار دارد، و شاید لازم باشد که از نهال در مقابل آفت حفاظت کرد.

  • دِرَخت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Boom
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • درخت

    noun

    Nou, as ons nie hierdie takke ingeënt het nie, sou die boom daarvan vergaan het.

    اینک، اگر ما این شاخه ها را پیوند نزده بودیم، آن درخت از بین می رفت.

تصاویر با "boom"

عباراتی شبیه به "boom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "boom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه