ترجمه "breed" به فارسی

فراخ, وسیع, پهن بهترین ترجمه های "breed" به فارسی هستند.

breed adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • فراخ

    adjective

    Dit is breed en wyd, baie is daarop en hulle verwerp God se Woord.

    چون این راه باز و فراخ است، عدهٔ کثیری که کلام خدا را رد میکنند در آن قرار گرفتهاند.

  • وسیع

    adjective

    Maar Jehovah het hom liefdevol gehelp om sy beskouing te verbreed.

    اما یَهُوَه مهربانانه به او کمک کرد تا دیدی وسیع بیابد.

  • پهن

    adjective

    Die kiste is trompette genoem omdat dit aan die bokant nou en aan die onderkant breed was.

    این صندوقها را شیپور میخواندند، زیرا شکلی شیپورمانند داشت، صندوقهایی پهن با دهانهٔ تنگ.

  • گسترده

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " breed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "breed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه