ترجمه "dwelm" به فارسی

دارو, دوا بهترین ترجمه های "dwelm" به فارسی هستند.

dwelm
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • دارو

    noun

    Mettertyd het ek dwelms en alkohol begin misbruik en ’n onsedelike lewe begin lei.

    گهگاهی مواد مخدّر، دارو و الکل مصرف میکردم و زندگی غیراخلاقی داشتم.

  • دوا

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dwelm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dwelm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه