ترجمه "eerste" به فارسی

اول, نخست, یکم بهترین ترجمه های "eerste" به فارسی هستند.

eerste adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • اول

    adjective

    Gebruik die inligting in die eerste en laaste paragraaf vir ’n kort inleiding en slot.

    از اطلاعات بندهای اول و آخر این مقاله، برای مقدّمه و نتیجهگیریای کوتاه استفاده کنید.

  • نخست

    adjective adverb

    Die heilige gees is eers in Jerusalem uitgestort, en van daar het die woord vinnig versprei.

    روحالقدس نخست در اورشلیم ریخته شد و از آنجا کلام خدا به سرعت اشاعه یافت.

  • یکم

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • اولین
    • نخستین
    • یکمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eerste " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "eerste" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "eerste" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه