ترجمه "ek" به فارسی
من, مه, مو بهترین ترجمه های "ek" به فارسی هستند.
ek
pronoun
دستور زبان
-
من
pronounEk het hierdie kamera vir 35,000 jen gekoop.
من آن دوربین عکاسی را 35000 ین خریدم.
-
مه
adjective noun proper pronoun -
مو
noun pronounEk het in 1962 getrou met Cloris Knoche, ’n opgeruimde rooikoppionier.
در سال ۱۹۶۲ با خواهری پیشگام به نام کلاریس نوک که مو قرمز و سرزنده بود ازدواج کردم.
-
مَن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ek" با ترجمه به فارسی
-
یک سوال دارم · یک پرسش دارم
-
دوستت دارم · عاشقتم
-
متوجه نمیشم · متوجه نمیشوم · متوجه نیستم · نمیفهمم
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
من نمیدانم · نمیدانم · نمیدونم
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگلیسی بلد نیستم
-
دوستت دارم · عاشقتم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن