ترجمه "gas" به فارسی

مهمان, گاز بهترین ترجمه های "gas" به فارسی هستند.

gas noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمان

    noun

    Saggeus het met graagte gasvryheid aan sy vername gas betoon.

    زکّی نیز با خوشحالی حاضر شد از این مهمان ممتاز و سرشناس خود پذیرایی کند.

  • گاز

    noun

    Hierdie dodelike gas is deur die wind tot in die huise en oor slapende gesinne gewaai.

    این گاز کشنده، توسط باد به درون خانهها و بر روی خانوادههایی که خوابیده بودند، انتقال داده شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه