ترجمه "gebod" به فارسی
دستور, فرمان, اُرد بهترین ترجمه های "gebod" به فارسی هستند.
gebod
-
دستور
nounHierdie oudste seun het weliswaar nooit die huis verlaat of sy vader se gebod oortree nie.
البته، پسر بزرگتر هیچوقت خانه را ترک، و یا از دستور پدرش سرپیچی ننمود.
-
فرمان
nounLig toe hoe ’n nuwe dissipel die gebod om liefde te betoon, geleer kan word.
با مثال نشان دهید که شاگرد چگونه میتواند فرمان محبت به دیگران را یاد گرفته حفظ کند.
-
اُرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gebod " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gebod" با ترجمه به فارسی
-
پیشنهاد مزایده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن