ترجمه "grootvader" به فارسی
پدربزرگ ترجمه "grootvader" به فارسی است.
grootvader
-
پدربزرگ
nounTydens Josia se kinderjare kon sy berouvolle grootvader Manasse ’n positiewe invloed op hom gehad het.
احتمالاً پدربزرگ توبهکار یُوشیّا، مَنَسَّی، تأثیر مثبتی بر دوران طفولیت او داشته است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grootvader " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن