ترجمه "hawe" به فارسی

بندر, langargâh, بندرگاه بهترین ترجمه های "hawe" به فارسی هستند.

hawe noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • بندر

    noun

    Geen seevaarder sal dit waag om sonder ’n anker uit ’n hawe te vaar nie.

    هیچ دریانوردی بدون داشتن لنگر جرأت دور شدن از بندر را ندارد.

  • langargâh

  • بندرگاه

    noun

    10, 11. (a) Wat het Jona moontlik gehoop terwyl die vragskip die hawe verlaat het?

    ۱۰، ۱۱. الف) یُونُس پس از این که کشتی باری بندرگاه را ترک کرد، احتمالاً چه فکر میکرد؟

  • لنگرگاه

    noun

    □ Wat sal ons in staat stel om die veilige hawe van God se beloofde nuwe wêreld te bereik?

    □ چه چیزی ما را قادر میسازد تا به لنگرگاه دنیای جدید موعود خدا برسیم؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hawe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hawe
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • بندر

    noun

    Geen seevaarder sal dit waag om sonder ’n anker uit ’n hawe te vaar nie.

    هیچ دریانوردی بدون داشتن لنگر جرأت دور شدن از بندر را ندارد.

تصاویر با "hawe"

عباراتی شبیه به "hawe" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hawe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه