ترجمه "horison" به فارسی
افق ترجمه "horison" به فارسی است.
horison
-
افق
nounTerwyl Abraham na die horison kyk, sien hy drie mans wat die gebied besoek.
در حالی که به افق مینگرد، سه مرد غریبه را از فاصلهٔ دور میبیند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " horison " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن