ترجمه "huil" به فارسی

گریستن, گریه کردن بهترین ترجمه های "huil" به فارسی هستند.

huil verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • گریستن

    verb

    Haar bitterheid het in haar opgewel, en sy het begin huil.

    اشک در چشمانش جمع شد و شروع به گریستن نمود.

  • گریه کردن

    verb

    Hulle was geskok en het begin huil en gesê dat hulle die studie wil hê.

    آنان جا خوردند و شروع به گریه کردند که میخواهند مطالعهٔ خانوادگیمان را انجام دهیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " huil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "huil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه