ترجمه "jonk" به فارسی

بچه, جوان بهترین ترجمه های "jonk" به فارسی هستند.

jonk adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • بچه

    noun

    Hy sê: “Toe ek jonk was, het ek my tot dreigemente en geweld gewend omdat ek nie aan my gevoelens uiting kon gee nie.

    وی در این خصوص میگوید: «وقتی بچه بودم، از آنجایی که نمیتوانستم احساساتم را نسبت به دیگران ابراز کنم، به تهدید و خشونت متوسل میشدم.

  • جوان

    noun

    Ja, metgeselle het ’n baie groot invloed op ons, hetsy ons jonk of oud is.

    بله، معاشران ما تأثیر عمیقی بر ما میگذارند، چه پیر و چه جوان.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jonk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "jonk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه