ترجمه "kantoor" به فارسی

اداره, دفتر بهترین ترجمه های "kantoor" به فارسی هستند.

kantoor noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • اداره

    noun

    Toroe: “Toe ek by die kantoor kom, het ek bedenkinge gehad oor die egskeiding, en ek is vinnig terug huis toe.

    تُرو: «وقتی به اداره رسیدم فکر کردم که برای طلاق تصمیم عجولانهای گرفتهام. پس زود به خانه برگشتم.

  • دفتر

    noun

    Robert Wallen en Charles Molohan het ook in die kantoor gewerk.

    دو برادر دیگری که در آن دفتر کار میکردند رابرت والِن و چارلز مولوهان بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kantoor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kantoor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kantoor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه