ترجمه "kasteel" به فارسی
دژ, رخ, قصر بهترین ترجمه های "kasteel" به فارسی هستند.
kasteel
-
دژ
noun -
رخ
noun -
قصر
nounOp ’n onlangse reis het sy vir haar metgeselle gesê: “Ek wil nie nog kastele sien nie; ek wil in die veldbediening uitgaan!”
اخیراً در یکی از سفرهایش، وی با گلگی به همسفرانش گفت: «دیگر حوصله ندارم یک قصر دیگر ببینم. دلم میخواهد به موعظه بروم!»
-
قلعه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kasteel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kasteel
-
دژ
noun adjectiveقلعههای اروپایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن