ترجمه "kimono" به فارسی
کیمونو ترجمه "kimono" به فارسی است.
kimono
-
کیمونو
nounNa afloop van die verwelkomingseremonie het my onderwyseres, geklee in ’n kimono, my na ’n groot huis toe geneem.
روز اوّل مدرسه بعد از خوشامدگویی و دریافت بعضی تعلیمات، معلّمم که لباس محلی ژاپنی یعنی کیمونو به تن داشت مرا به خانهٔ بزرگی برد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kimono " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن