ترجمه "klein" به فارسی

كوچِک, کوچک, خرد بهترین ترجمه های "klein" به فارسی هستند.

klein adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • كوچِک

  • کوچک

    adjective

    In die vroeë oggendure het ons by ’n klein dorpie aangekom, waar ons uitgeklim het.

    در نزدیکی صبح، به دهکدهای کوچک رسیدم و از ماشینباری پیاده شدیم.

  • خرد

    adjective
  • که

    adjective conjunction pronoun noun

    Stel jou Jesus as ’n klein seuntjie voor wat toekyk terwyl sy pleegvader werk.

    عیسی را در سن کودکی میتوان تصوّر کرد که محو تماشای پدرخواندهاش هنگام کار کردن میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klein " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "klein" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "klein" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه