ترجمه "klere" به فارسی

لباس, پوشاک, پوشاک بهترین ترجمه های "klere" به فارسی هستند.

klere
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • لباس

    noun

    Toe my man uitvind waar ek is, kon hy vir my kos en klere bring.

    وقتی شوهرم فهمید کجا هستم، برایم غذا و لباس آورد.

  • پوشاک

    noun

    Die Bybel stel eenvoudig die vasbeslotenheid om ryk te wees teenoor tevredenheid met voedsel, klere en onderdak.

    کتاب مقدس تصمیم به ثروتمند شدن را مخالف قانع بودن به خوراک و پوشاک میداند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " klere " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Klere
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • پوشاک

    noun

    Die Bybel stel eenvoudig die vasbeslotenheid om ryk te wees teenoor tevredenheid met voedsel, klere en onderdak.

    کتاب مقدس تصمیم به ثروتمند شدن را مخالف قانع بودن به خوراک و پوشاک میداند.

اضافه کردن

ترجمه های "klere" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه