ترجمه "knie" به فارسی
زانو, زانو بهترین ترجمه های "knie" به فارسی هستند.
knie
noun
دستور زبان
-
زانو
nounChristian kon by ’n hospitaal kom, maar sy been moes onder die knie afgesit word.
کریستیَن خود را به هر ترتیب به بیمارستان رساند، امّا پایش میبایست از پایین زانو قطع میشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Knie
-
زانو
nounChristian kon by ’n hospitaal kom, maar sy been moes onder die knie afgesit word.
کریستیَن خود را به هر ترتیب به بیمارستان رساند، امّا پایش میبایست از پایین زانو قطع میشد.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن