ترجمه "knuppel" به فارسی
باتون, چماق, چنبه بهترین ترجمه های "knuppel" به فارسی هستند.
knuppel
-
باتون
noun -
چماق
nounKort voor lank het ’n oproerige skare daar aangekom, met fakkels in die hand en gewapen met swaarde en knuppels.
پس از چندی گروهی اوباش مشعل به دست و مسلّح به چماق و شمشیر به سوی عیسی آمدند.
-
چنبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knuppel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن