ترجمه "koekie" به فارسی
بيسکويت, کوکی بهترین ترجمه های "koekie" به فارسی هستند.
koekie
-
بيسکويت
Neem hierdie na madam Marie, sy sal jou'n koekie gee
اينو بده به خانم ماريه.بهت يه بيسکويت ميده
-
کوکی
nounSkoonmaak van die koekie-beleid van besoekte webruimtes
سیاستهای کوکی برای همۀ وبگاههای دیدهشده را پاک میکند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koekie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن