ترجمه "koning" به فارسی

شاه, پادشاه, پادِشاه بهترین ترجمه های "koning" به فارسی هستند.

koning noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    Hy gee hom ’n belangrike posisie in sy leër en laat hom in die koning se huis woon.

    او داوود را سردار سپاه میسازد و برای زندگی به قصر شاه میآورد.

  • پادشاه

    noun

    Die nuus van hierdie optrede deur die volk het gou die koning se ore bereik.

    پادشاه نیز سریعاً از این حرکت مردم باخبر شد.

  • پادِشاه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " koning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Koning
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • شاه

    noun

    Hy gee hom ’n belangrike posisie in sy leër en laat hom in die koning se huis woon.

    او داوود را سردار سپاه میسازد و برای زندگی به قصر شاه میآورد.

تصاویر با "koning"

اضافه کردن

ترجمه های "koning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه