ترجمه "kos" به فارسی
غذا, خوراک بهترین ترجمه های "kos" به فارسی هستند.
kos
noun
دستور زبان
-
غذا
nounIn albei gevalle was daar meer as genoeg kos vir almal.
در هر دو مورد، غذا بیش از آنچه مردم میتوانستند بخورند مهیا شد.
-
خوراک
nounDit kan party oplos, soos om die verkryging van kos en klere te vergemaklik.
پول میتواند در بعضی موارد مشکلگشا باشد، مثلاً کار تهیهٔ خوراک و پوشاک را آسانتر میسازد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kos " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kos"
عباراتی شبیه به "kos" با ترجمه به فارسی
-
این چنده؟ · قیمتش چقدر است؟ · هزینه اش چقدر است · چقدر میشه؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن