ترجمه "koud" به فارسی
سرد, sard, سرما بهترین ترجمه های "koud" به فارسی هستند.
koud
adjective
دستور زبان
-
سرد
adjectiveDit was so koud dat sy vrou in haar winterjas gaan slaap het.
هوا چنان سرد بود که همسر آن سرپرست با پالتویی که بر تن داشت به خواب رفت.
-
sard
-
سرما
nounDIT is gevaarlik koud buite, en die temperatuur is besig om skerp te daal.
بیرون از خانه، برودت و سرما به حد خطرناکی رسیده است و درجه حرارت دارد همچنان پایینتر میرود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koud " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن