ترجمه "krag" به فارسی
نیرو, انرژی, نیرو بهترین ترجمه های "krag" به فارسی هستند.
krag
noun
دستور زبان
-
نیرو
nounJehovah God gebruik sy krag om diegene te onderskraag wat sy wil doen.
یَهُوَه خدا از قدرتش در جهت نیرو بخشیدن به آنانی که خواهان انجام خواست او هستند استفاده میکند.
-
انرژی
nounMet godgegewe dinamiese krag vul hulle die aarde met die goeie nuus van Sy inkomende Koninkryk.
آنان به کمک انرژی و قوت خداداد، زمین را از بشارت ملکوت آیندهٔ خدا پر میسازند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Krag
-
نیرو
nounدرسی
Jehovah God gebruik sy krag om diegene te onderskraag wat sy wil doen.
یَهُوَه خدا از قدرتش در جهت نیرو بخشیدن به آنانی که خواهان انجام خواست او هستند استفاده میکند.
عباراتی شبیه به "krag" با ترجمه به فارسی
-
نیروی مرکزگرا
-
تجاوز کردن
-
نیروی گریز از مرکز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن