ترجمه "kus" به فارسی
ساحل, بوسه, دریاکنار بهترین ترجمه های "kus" به فارسی هستند.
kus
verb
noun
دستور زبان
-
ساحل
nounJesus het pas per boot die oostelike kus van die See van Galilea bereik.
عیسی تازه با قایق به ساحل شرقی دریای جلیل رسیده بود.
-
بوسه
noun -
دریاکنار
noun
-
ترجمه های کمتر
- رانكايرد
- لحاس
- نتفر ريزارس
- نديرس
- ماچ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kus"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن