ترجمه "kwik" به فارسی
جیوه, سيماب, ژیوه بهترین ترجمه های "kwik" به فارسی هستند.
kwik
noun
دستور زبان
-
جیوه
nounجیوه کار برد وقیمت
Die aarde het nog steeds voorrade van goud, kwik, sink en petroleum.
زمین هنوز دارای منابع طلا، جیوه، روی، و نفت است.
-
سيماب
-
ژیوه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kwik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن