ترجمه "land" به فارسی

کشور, سرزمین, میهن بهترین ترجمه های "land" به فارسی هستند.

land noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • کشور

    noun

    In die jare wat voorlê, kan die situasie in baie lande selfs vererger.

    در بسیاری از کشورها این اوضاع ممکن است در سالهای آینده رو به وخامت بگذارد.

  • سرزمین

    noun

    Hoe is uitlanders bedrywig in die “land” van God se volk?

    چگونه غریبان در ‹سرزمین› قوم خدا فعال بودهاند؟

  • میهن

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " land " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "land" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "land" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه