ترجمه "leerling" به فارسی
دانش آموز, محصل, کارآموزی بهترین ترجمه های "leerling" به فارسی هستند.
leerling
-
دانش آموز
-
محصل
nounIn Japan word ’n 17-jarige leerling uit die skool gesit, hoewel hy goed gemanierd is en eerste in sy klas van 42 leerlinge staan.
در ژاپن، محصل هفدهسالهای با وجود رفتار نمونه و اینکه شاگرد ممتاز کلاس ۴۲ نفرهشان بود، از مدرسه اخراج شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leerling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Leerling
-
کارآموزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن