ترجمه "lewe" به فارسی
زندگی, حیات, زندگانی بهترین ترجمه های "lewe" به فارسی هستند.
lewe
verb
noun
دستور زبان
-
زندگی
nounمتضاد مرگ
Dit help om ons te verseker van die lewe—die werklike lewe in die nuwe wêreld van regverdigheid.
کمکی است در تضمین زندگی به ما، زندگیی واقعی که در دنیای جدید مملو از عدالت خواهد بود.
-
حیات
nounGeen eksperiment het al ooit lewe uit nielewende materie voortgebring nie.
هیچ آزمایشی تاکنون از مادهٔ بیجان حیات تولید نکرده است.
-
زندگانی
nounElkeen was voor Jehovah verantwoordelik om skriftuurlike beginsels in sy lewe toe te pas.—Romeine 14:4, 12.
هر نفر در مقابل یَهُوَه مسئول بود که اصول کتاب مقدس را در زندگانی خود به کار ببرد. –رومیان ۱۴: ۴، ۱۲.
-
ترجمه های کمتر
- زِندِگی
- زیستن
- زنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lewe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lewe" با ترجمه به فارسی
-
کبد
-
ابزار نجات هیدرولیکی
-
جگر · کبد
-
زیست فرازمینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن